أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
28
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كدام است و مفصّل كدام ، و بتوراة و انجيل و زبور حكم تواند كردن و حكم كند ميان اهلش ، عجب باشد اگر مستحقّ امارت و امامت باشد . امير المؤمنين عليه السّلام روايت كند كه پيغمبر خداى گفت : اى على من سيّد ولد آدمم و تو سيّد عربى ، و سلمان سيّد فارس است ، و صهيب سيّد روميان است ، و بلال سيّد حبشه است ، و طور سيّد كوههاست ، و سدره سيّد درختانست ، و سيّد ماهها ماههاى حرام است ، و سيّد كلامها قرآنست ، و سيّد قرآن سورة البقره است ، و سيّد سوره البقره آية الكرسى است ، يا على درين آيه پنجاه كلمه است در هر كلمه ذكرى و شرفى است . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 1 تا 2 ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الم ( 1 ) ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ ( 2 ) گفتهاند كه سبب « 1 » در آنكه اوايل اين سورتها خداى جلّ جلاله بحروف مقطّع ياد كرده است آنست كه چون رسول صلى اللّه عليه و آله قرآن خواندى مشركان بيامدندى و مجمع ساختندى و شعر خواندندى و سمر گفتندى تا مردمان آواز رسول صلى اللّه عليه و آله را نشنوند و حلاوت تلاوت كلام قديم جلّ جلاله بندانند و در اسلام رغبت نكنند چنان كه از ايشان حكايت كرد : وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ ، خداى عزّ و جلّ اين حروف مقطّع فرستاد و ايشان مانند اين نشنيده بودند تا چون بشنيدند ايشان را عجب آمد خاموش شدند و گوش با قرآن كردند تا ديگر « 2 » مانند آن خواهد بودن قرآن بشنودند و حجّت بر ايشان متوّجه شد قولى ديگر آنست كه به اين حروف مقطّع تنبيه كرد خلقان را بر حدوث قرآن و گفت : آن كتاب ازين حروف است و از جنس وست ، و علامت حدوث در مقطّع ظاهرتر بود از آنكه در منظوم ، و چون معلوم است كه اين حروف محدث است و اين كلام ازين جنس است يك جنس نشايد كه بعضى قديم باشد و بعضى محدث . و در معنى اين كلمه خلاف كردهاند : گفتهاند كه : سرّيست از اسرار خداى كه خداى بعلم آن مختصّ است امير المؤمنين على عليه السّلام گفته است كه : هر كتابى را گزيده و
--> ( 1 ) - - در بعضى نسخ : « كه حكمت » . ( 2 ) - - در بعضى نسخ : « تا ذكر » .